یک مادر ساکن حومه شهر و دوست دبیرستانیاش نقشه میکشند تا شوهر بیوفایش را بترسانند، اما نقشه آنها به قتل منجر میشود و او را بین مأموران قانون، قاچاقچیان مواد مخدر و مادران بیرحم انجمن اولیا و مربیان گرفتار میکند.
پس از آنکه نقشه سرقت چند میلیون دلاری با شکست روبرو می شود، کلاهبرداری به نام لاکی باید برای زنده ماندن و پیدا کردن راه فرار تلاش کند، در حالی که هم اف بی آی و هم رئیس بی رحم یک باند خلافکار در تعقیبش هستند...
«ساره بایکال»، کمیسر دایره جنایی، که پس از تعلیق از خدمت تنها با نظارت یک رواندرمانگر اجازه کار دارد، با پیچیدهترین پرونده قتل دوران کاریاش روبرو میشود؛ پروندهای که مسیر او را با «اطلس دمیراوغلو» - عکاس مد که به خاطر فیلمی حاوی تصاویری مرموز به اداره پلیس آمده - تلاقی میدهد. تحقیقاتی که با کشف جسد زنی در یک شهربازی آغاز شده، بهسرعت دریچهای به سوی معمایی چندلایه میگشاید که ریشه در گذشته هر دوی آنها، ساره و اطلس، دارد. همزمان با اینکه هر سرنخ تازه، ساره و اطلس را به درون هزارتویی تاریک میکشاند، مرزهای میان واقعیت، خیال، وفاداری و خیانت بیش از پیش رنگ میبازند و در هم میآمیزند.
وقتی دختر یک کارآگاه در یک کلاب جاز در هالیوود ناپدید میشود، او باید با گانگسترها، ستارههای نوظهور و شیاطین درون خود بجنگد تا حقیقت شومی را که در پسِ نورهای نئون لسآنجلس پنهان شده است، آشکار سازد.
ماموران سرکش آمریکایی، با این تصور که آنها ناجیان مخفی ما هستند، اعضای باندهای مکزیکی را ربوده و در شهرهای بزرگ آمریکا پخش میکنند، هرج و مرج جنایی به راه میاندازند، با سوءاستفاده از تعصبات بومیگرایانه، رأیدهندگان را تحت تأثیر قرار میدهند و نیروهای انتظامی را مجبور به افشای این توطئه میکنند، زیرا این قتل عام فزاینده، خود دموکراسی را تهدید میکند.
روایتگرِ برآمدنِ «شیواجی بونسله»ی جوان است؛ کسی که در دورانی پرآشوب از تاریخ هند، با به چالش کشیدن قدرت امپراتوریهای مستقر، پادشاهی ماراتا را بنیان نهاد و سنگبنای «سواراجیا» (خودگردانی) را پیریزی کرد.