وقتی زندگی آرام او در جزیرهای دورافتاده با بازگشت کاپیتان انتقامجوی سابقش به هم میریزد، یک دزد دریایی ماهر باید با گذشته خونین خود روبرو شود و استعدادهای مرگبار خود را آزاد کند تا خانوادهاش را از محاصرهای بیرحمانه نجات دهد.
مرلین، پسر جاودانهی تالیسینِ شاعر و چاریس، پرنسس آتلانتیسی، در طول دوران غمانگیز بزرگ شدنش، سقوط به جنون و ناپدید شدن تکاندهندهاش که منجر به افسانهای پیرامون او میشود، دنبال میشود. داستان پیش از تولد شاه آرتور اتفاق میافتد، مرلین که مرده یا یک افسانه فرض میشد، در بریتانیای تحت سلطهی روم دوباره ظهور میکند تا پادشاهیهای از هم پاشیدهای را که در معرض تهدید مهاجمان ساکسون بودند، متحد کند.
نام هونگ جو، که از توانایی پیشبینی وقایع برخوردار است، با مادر بیوهاش که یک رستوران کوچک را اداره میکند، زندگی میکند. با وجود این استعداد، او اغلب خود را در تغییر نتایج ناتوان میبیند. در آن سوی خیابان، جونگ جه چان، یک دادستان تازهکار، و برادر کوچکترش سونگ وون، همسایههای جدید آنها میشوند. یک خواب غیرمعمول شامل هونگ جو، وکیل بیرحم لی یو بوم، و یک مداخله نجاتبخش، باعث میشود که جائه چان متوجه شود سرنوشتشان به هم گره خورده است، زیرا آنها شروع به اشتراک گذاشتن رویاها و ارتباط برقرار کردن به روشهای مرموز میکنند.
هنگامی که پرستار اختصاصی یک بیمار سالخورده به طور مرموزی ناپدید میشود، دختری جوان به نام دیل بهعنوان پرستار جدید به سرعت جایگزین میشود. او به خانهای دورافتاده در کنار دریا میرود...
گروهی از دانشآموزان دبیرستانیِ بیخبر، بهطور اتفاقی به یک شیء نفرینشده، یک سوت مرگ باستانی آزتک، برمیخورند. آنها متوجه میشوند که دمیدن در این سوت و صدای وحشتناکی که از آن ساطع میشود، مرگهای آیندهشان را احضار میکند تا آنها را شکار کند.
الکس کراس یک کارآگاه جنایی درخشان اما ناقص و پر از تناقض است. کراس، پدری دلسوز و مرد خانواده، در شکار قاتلان تا سر حد وسواس مصمم است. او تشنهی عشق است، اما قتل همسرش او را بیش از حد آسیب دیده تا جایی که نمیتواند آن را دریافت کند.