الکس فاکنر، قهرمان بازنشسته هنرهای رزمی جهان، زندگی سادهای را آغاز کرده است، اما ناپدید شدن دو نفر از شاگردانش منجر به کشفی باورنکردنی در نزدیکی خانهاش میشود. درست زمانی که تمام امیدها برای یافتن کودکان از بین میرود، او دختران زندانی را پیدا میکند و از یک عملیات قاچاق بینالمللی کودکان پرده برمیدارد، که او را دوباره به مبارزه با کسانی که پشت این ماجرا هستند، میکشاند.
در دهه ۱۹۵۰ در نیویورک، مارتی ماوزر، بازیکن تنیس روی میز، مرد جوانی با رویایی که هیچ کس به آن احترام نمیگذارد، در جستجوی عظمت به جهنم میرود و برمیگردد.
جانگ دونگ سو، رئیس مافیا، پس از آنکه به سختی از حمله وحشیانه یک قاتل سریالی سادیست جان سالم به در میبرد، تحقیر میشود. او که مصمم است قاتل معروف به «کی» را دستگیر کند، با جونگ ته سوک، کارآگاهی بیرحم و فسادناپذیر که اغلب کسب و کار غیرقانونی او را مختل میکند، اتحادی نامطمئن تشکیل میدهد. با این حال، در حالی که جانگ دونگ سو میخواهد کی را بکشد، جونگ ته سوک مصمم است او را به دست عدالت بسپارد. با توافقی که حاصل شده - هر کسی که کی را زودتر پیدا کند، سرنوشت او را رقم خواهد زد - شکار آغاز میشود و مرز بین جرم و قانون محو میشود.
آس و گروه مسابقات خیابانی نخبهاش توسط یک گروه سایه مجبور به ماموریتی خطرناک میشوند. آنها برای کلیسای قاتلان یک کار غیرممکن انجام میدهند، اما متوجه میشوند که شکست از ابتدا مقدر بوده است. خیانت و بقا در انتظار است...
ایرن کلی در تلاش برای انتقام مرگ دخترش، به جهانهای موازی سفر میکند و بارها و بارها قاتل دخترش را میکشد. او به انتقام معتاد میشود و انسانیت خود را به خطر میاندازد.
یانگ چیانهوان، سومین شاگرد رصدخانه امپراتوری که زمانی به عنوان یک نابغه مورد ستایش قرار میگرفت، با ظهور شو چیان به گمنامی کشیده میشود. با وجود اینکه به او گفته میشود سرنوشتش رقم خورده است، او از تسلیم شدن امتناع میکند و مصمم است با قدرت خود، سرنوشت را به چالش بکشد و جایگاه خود را بازپس گیرد.
یک ستاره فوتبال مشتاق به شدت به دنبال راهی برای سفر به انگلستان و بازی برای یک تیم معروف است، اما سفر او را به روستایی میرساند که درگیر درگیریهای خونینی است.