سال ۱۹۸۶ است و بریتانیا در حال شکوفایی است. «رقیبان» با سر به دنیای بیرحم تلویزیون شیرجه میزند، جایی که آرایش مو رایج و جاهطلبیها حتی بزرگتر هستند. معاملات در اتاقهای هیئت مدیره و همچنین اتاقهای خواب انجام میشود. هیچکس نمیتواند مطمئن باشد که چه کسی پیروز خواهد شد. در حالی که هر زن و مردی فقط به فکر خودشان هستند، آیا عشق واقعی میتواند واقعاً شکوفا شود؟
سه عموی به ظاهر معمولی اما مرگبار که سرنوشت آنها را دوباره به حرکت در میآورد. این فیلم زندگی روزمره سه مرد میانسال را که ۵۰٪ از عمر خود را گذراندهاند، به تصویر میکشد و کمدی واقعگرایانه این عموها را که به دلیل موفقیت در گذشتهشان غمانگیزتر هستند، به تصویر میکشد.
وقتی معلم مدرسه، سیسیل پیچتری، آخرین قطار به مقصد فورچون را از دست میدهد، با یاغی دولی معاملهای میکند تا سفری امن و به موقع را برایش تضمین کند. در طول سفر، این دو از طریق قدرت دانش، دوستی عجیبی برقرار میکنند.
مردی که توسط نیمهی بهترش مورد خیانت قرار گرفته، به جرمی که مرتکب نشده محکوم میشود. پس از آزادی، او برای انتقام به دنبال نیمهی بهترش میگردد، در حالی که داستانهایشان با مجموعهای از سرقتها در هم تنیده میشود.
اتا تایگر جونز، بیقرار در فلوریدا کیز، رویای زندگی در پادشاهی درخشان و نیمهگرمسیری میامی را در سر میپروراند. با این حال، وقتی تجارت مواد مخدر خانوادهاش در یک تراژدی از هم میپاشد، اتا سفری خطرناک را در اعماق نورهای نئونی میامی آغاز میکند که مشخص میکند او کیست و در نهایت چه تواناییهایی دارد.
در آیندهای نزدیک، پس از فروپاشی ایالات متحده، رژیم توتالیتر مذهبی «گیلاد» بر اساس تفسیر افراطی از کتاب مقدس شکل میگیرد. در این نظام، زنان از حقوق اساسی خود محروم شده و به طبقات مختلفی تقسیم میشوند. زنان بارور بهعنوان «ندیمه» مجبور به فرزندآوری برای فرماندهان و همسرانشان میشوند. داستان حول محور «جون آزبورن» (با نام ندیمهاش «آفرِد») میچرخد؛ زنی که تلاش میکند از گیلاد فرار کند و...
یک افسر جوان و جاهطلب زندان، خود را در میانهی نبردی برای دنیای زیرزمینی تبهکاران میبیند، در حالی که اربابان جنایت سعی در فرار از عدالت دارند. اما برای انجام این کار، او باید به سرعت یاد بگیرد که به یکی از همان مردانی که میخواهد پشت میلههای زندان بیندازد، ایمان بیاورد.