در این قسمت سوم، علاقه الکس به ماموریتهای نینجایی رو به کاهش است. او ترجیح میدهد وقت خود را با دوستانش بگذراند و نینجای شطرنجی احساس میکند که نادیده گرفته شده و مشتاق است تا در یک ماموریت جدید شرکت کند. نتیجه این میشود که الکس، به طور تصادفی، با مارکو، دوست پسر بد جسیکا، درگیر میشود و او را درگیر درگیریای میکند که خودش نخواسته بود و نینجای شطرنجی او را تحت فشار قرار میدهد تا از خود دفاع کند.