یک کارگر ساختمانی فقیر که برای نگه داشتن پسرش در مدرسه خصوصی تلاش میکند، گوی کوچکی را که در یک سطل زباله پیدا میکند با یک اسباببازی اشتباه میگیرد، اما وقتی پسر کوچک شروع به بازی با آن میکند، خیلی خیلی بیشتر از آن چیزی که به نظر میرسد، ارزش دارد.