پانکاج، گوتام، سمیر و مارتاند هماتاقیهایی در شهر پونا هستند که جاهطلبی برای دستیابی به موفقیتهای بزرگ با کمترین میزان تلاش، آنها را به هم پیوند داده است. هر یک از آنها سعی میکند راه میانبری برای رسیدن به موفقیت پیدا کند، اما در نهایت گرفتار دردسرهای بزرگتری میشود. اوضاع زمانی وخیمتر میشود که این چهار نفر تصمیم میگیرند وامی با بهره بالا بگیرند، اما از پسِ بازپرداخت آن برنمیآیند. آنها بر این باورند که تنها راه ثروتمند شدن بدون سختکوشی، ازدواج با دختر ثروتمند محلهشان است؛ از این رو، هر یک از این چهار دوست نقشههای جداگانهای را برای جلب نظر و دلربایی از آن دختر آغاز میکنند.