

وقتی اشتری به جنوب مرکزی لسآنجلس نقل مکان میکند تا با پدرش (که ظاهراً همسن خودش است) و مادربزرگش (که دوست دارد رک و راست حرف بزند و سیگار بکشد) زندگی کند، با پسرعموی خلافکارش، لاک داگ، آشنا میشود که علاوه بر تپانچههای لازم و یوزی، یک کلاهک هستهای حرارتی برای دفاع از خود حمل میکند. آیا اشتری میتواند به زندگی عادی خود ادامه دهد؟