

«ونکیتش بالاجی»، قاضی متکبر دادگاه ناحیه، و محافظ شخصی سادهدلش، «جیوتی کوتان»، توسط گروهی مائوئیست ربوده و به گروگان گرفته میشوند؛ گروهی که آزادی رهبر زندانی خود را مطالبه میکند. در حالی که هر دو مرد با مرگ قریبالوقوع روبرو هستند، مناسبات سلسلهمراتبی میان آنها دگرگون شده و وضعیت به نبردی برای بقا بدل میشود.