بازرس ریزو در ناپل پیامی از یک مأمور پلیس اهل آفریقای جنوبی دریافت میکند که خواهان ملاقات با اوست. درست پیش از این دیدار، آن مأمور پلیس کشته میشود. او در واپسین لحظات عمرش، عکسی از پسر خردسال خود، «بودو»، را به ریزو نشان میدهد. ریزو راهی ژوهانسبورگ میشود تا دریابد آن مأمور پلیس روی چه پروندهای کار میکرده و «بودو» را پیدا کند.