اما مطمئن است که خوشحال است. او شغلی موفق، دوستپسری مهربان و والدینی فوقالعاده دارد؛ ضمن اینکه بااستعداد، بامزه و باهوش هم هست. تا اینکه بهطور غیرمنتظره و «داوطلبانه» سر از بخش روانپزشکی بیمارستان درمیآورد. اتصالی در سیستم؟ فرسودگی مفرط؟ او فکر میکند حتماً اشتباه بزرگی رخ داده است؛ چون او آدمی کاملاً عادی است. مگر نه؟