

«جان کریسی»، مأمور سابق و دلزدهی سازمان سیا، با بیمیلی مسئولیت محافظت از دختربچهای ۱۰ ساله در مکزیکوسیتی را میپذیرد. آنها در ابتدا با هم اختلاف دارند اما سرانجام رابطهای صمیمانه میانشان شکل میگیرد؛ تا اینکه دختر ربوده میشود و کریسی که خشم تمام وجودش را فرا گرفته، برای نجات جان او از هیچ کاری فروگذار نمیکند.