

چارلی فلک، طراح ۲۹ ساله و مشتاق بازیهای ویدیویی، به لطف دستگاهی که دوستش «گیبز» — صاحب عجیبوغریب یک فروشگاه اسباببازی — به او داده است، فرصتی بینظیر برای متوقف کردن زمان به دست میآورد. با این حال، در حالی که او مسیر خود را در دنیا طی میکند و به دنبال تحقق رویاهایش است، با چالشها و دشواریهای گوناگونی روبرو میشود.