

روما سینگ، روزنامهنگار، دختر یک زندانبان است. او هنگام بازدید از زندان، توسط برخی از زندانیان مورد آزار و اذیت قرار میگیرد و یکی از زندانیان به نام ویشال آگنیهوتری به کمک او میآید. او متوجه میشود که ویشال به جرم چهار قتل در زندان است و تصمیم میگیرد تحقیقات بیشتری انجام دهد. او با کمک صاحب انتشارات خود، جیندال، متوجه میشود که ویشال مجبور شده است وقتی دادگاهها نتوانستند مهاجمان خواهر و معشوقهاش را مجازات کنند، خودش قانون را به دست بگیرد. به زودی، ویشال از زندان آزاد میشود و شروع به کار برای جیندال میکند. در آن زمان است که او متوجه میشود که از یک زندان محصور به یک زندان باز قدم گذاشته است، زیرا حقیقت پشت آزادیاش به آرامی اما مطمئناً برای او آشکار میشود.