سینگلتون کارتار سینگ مسئولیت بزرگ کردن دو برادرزادهی یتیم خود را بر عهده دارد. او از برادرش در پنجاب میخواهد که چاران را بزرگ کند و از خواهرش در لندن میخواهد که کاران را بزرگ کند. وقتی دوقلوها از قارهای به قارهی دیگر میروند، ردی از سردرگمی از خود به جا میگذارند.