

جان رمبو پس از دههها مبارزه با شیاطین درونیاش، اکنون در مزرعه خانوادگیشان در آریزونا در آرامش زندگی میکند، اما وقتی گابریلا، نوه خدمتکار خانهاش، ماریا، پس از عبور از مرز مکزیک برای ملاقات با پدر بیولوژیکیاش ناپدید میشود، آرامش او مختل میشود. رمبو که در طول سالها به یک پدر واقعی برای گابریلا تبدیل شده است، سفری ناامیدانه و خطرناک را برای یافتن او آغاز میکند.