نینا، ۳۰ ساله، معلم زبان اوکراینی که نمیتواند شهر لوهانسک، که توسط جداییطلبان در شرق اوکراین اشغال شده است را ترک کند، مجبور میشود برای تدریس زبان روسی دورههای بازآموزی را بگذراند. آندری، ۱۷ ساله، دانشآموزی است که پس از جنگ یتیم شده است. آنها زمانی که نینا شاهد دستگیری آندری توسط پلیس پس از آویزان کردن پرچم اوکراین از پشت بام مدرسهاش است، با هم برخورد میکنند. نینا میداند که چون آنها در دنیایی از بیعدالتی و دروغ زندگی میکنند، آندری میتواند مدت زیادی در زندان بماند و جان خود را برای آزادی او به خطر میاندازد. همانطور که آنها به سمت یکدیگر جذب میشوند، سعی میکنند به مردم مناطق اشغالی یادآوری کنند که آنها نیز شایسته آیندهای هستند.