یک رهبر ارکستر مشهور جهانی، برادری را که از وجودش بیخبر بود پیدا میکند؛ مردی که در سلفسرویس مدرسه کار میکند و در یک گروه موسیقی رژه محلی، ساز ترومبون مینوازد. او با پی بردن به استعداد موسیقایی فوقالعادهٔ برادرش، تصمیم میگیرد بیعدالتیِ سرنوشت را جبران کند.