همانطور که راوی اشاره میکند، هیچ چیز ترسناکتر از یک «آدم فضولِ پولدارِ وقتگیر» نیست. نمونهی اول، آن گئو-اول است که با سرسختی وحشتناکی خود را وقف عدالت اجتماعی میکند. او پس از اجاره موقت یک واحد در ساختمان آپارتمان بائک-سا، متوجه میشود که هر شب از ساعت ۴ صبح صدای کوبیدن بلندی که پیدا کردنش دشوار است، به گوش میرسد و زندگی ساکنان را به جهنمی از بیخوابی تبدیل میکند - و بنابراین تصمیم میگیرد خودش دست به کار شود و مقصر این حملهی صوتی را پیدا کند، همزمان همسایههای عجیب و غریب خود را به عنوان مظنون حذف میکند و آنها را به سمت هدف خود جذب میکند.