داستان درباره چونگور، مرد جوانی است که در سفری برای دیدار دوباره با عشق واقعیاش، تونده، به همراه دوست وفادار اما دست و پا چلفتیاش، بالگا، است. در طول مسیر، آنها با شخصیتهای مختلفی روبرو میشوند که دیدگاههای چونگور در مورد زندگی و عشق را به چالش میکشند. با این حال، نیرویی شیطانی به نام میریگی، سفر چونگور و ایمان او به عشق واقعی را تهدید میکند.