جای سیمها ردی، تاجری در ترکیه و پسر عاشق میناکشی، عاشق ایشا میشود. در آستانه ازدواج، جای از راز پدرش ویرا سیمها ردی که برای حل و فصل ازدواج به ترکیه آمده، مطلع میشود و در همین زمان است که جای برای اولین بار پدرش را ملاقات میکند. اما وقتی گذشته ویرا او را به ترکیه میبرد، اوضاع به طرز چشمگیری تغییر میکند.