

مکس تصور میکند که از مادرش فرار میکند و با قایق به سرزمینی دوردست میرود، جایی که جانوران بزرگ سخنگو - ایرا، کارول، داگلاس، گاو نر، جودیت و الکساندر - او را به عنوان پادشاه خود تاجگذاری میکنند، داد و بیداد میکنند، قلعه میسازند و مخفیگاههای مخفی را کشف میکنند.