بعد از تعطیلات تابستانی، سوری به مدرسه جدیدی منتقل میشود و نامهای ناشناس در کشوی میزش پیدا میکند که مقدمهای بر مدرسه و سرنخی برای یافتن نامه بعدی دارد. "اگر میخواهی به خواندن ادامه بدهی، نامه دوم من را پیدا کن!" در حالی که سرنخهای نامهها را دنبال میکند و مانند یک گنجیاب در سراسر مدرسه جستجو میکند، سوری به طور مداوم به یک دانشآموز همسن به نام دونگ-سون برمیخورد. سوری و دونگ-سون به سرعت با هم دوست میشوند و با هم به دنبال نامهها میگردند. همانطور که سوری نامهها را یکی پس از دیگری پیدا میکند، این ارتباط خاص ادامه مییابد و کنجکاوی سوری برای فرستنده مرموز بیشتر میشود. "میخواهم آخرین نامه را پیدا کنم و حضوری از شما تشکر کنم."