«هو یوانجیا»ی جوان و پرشور، تنها بر «غلبه بر دیگران با توسل به زور» متمرکز بود؛ از اینرو با پدرش دچار اختلاف شد و از خانه گریخت. او پس از ورود به «جینمن»، با «نونگ جینسون» — که مخفیانه به اصلاحطلبان یاری میرساند — آشنا شد و پیوند دوستی میان آن دو شکل گرفت. نونگ جینسون او را متقاعد کرد تا با بهرهگیری از مهارت رزمی خود، باشگاهی برای آموزش هنرهای رزمی تأسیس کند و بدینوسیله به تقویت بنیه مردم و کشور یاری رساند.