در هنگکنگِ دهه ۱۹۵۰، بازرگانان بریتانیایی و باندهای تبهکار چینی (ترایادها) برای گسترش قلمرو خود با یکدیگر متحد شده و بدون توجه به رفاه عمومی، اقدام به تخریب اجباری کارخانهها میکنند. این اقدام با مخالفت شدید «ایپ من» روبرو میشود؛ او که به حمایت از کارگران برخاسته، از هر سو تحت فشار قرار میگیرد. سرانجام با پاپوشدوزی و اتهام قتل، او راهی زندان میشود. در آنجا، اعضای باندهای تبهکار تلههای مرگبار متعددی برایش میچینند. آیا ایپ من میتواند بر این آزمونهای دشوار غلبه کند، از خطر بگریزد و بیگناهی خود را ثابت نماید؟