سه سال پیش، تاید، آدمکش، با امتناع از اجرای دستور قتل، به سازمان خود خیانت کرد. پس از فرار از مرگ، او نام مستعار مینگهویی را برای خود برگزید و در شهری کوچک به همراه خواهر نابینایش مینگژو، در انزوا زندگی کرد و یک کافیشاپ را اداره میکرد. یک تصادف محل اختفای آنها را لو میدهد و همدستان سابقشان آنها را ردیابی میکنند و مینگژو را در یک تعقیب و گریز دستگیر میکنند. چائو شی برای نجات خواهرش مجبور میشود به بازی قتل بازگردد و هویت پنهان او در میان تیراندازی آشکار میشود.